السيد الخميني
72
سر الصلوة (معراج السالكين وصلوة العارفين) (فارسى)
فصل دوم در اسرار قيام است و آن پيش خاصّه ، اقامهء صُلب است در پيشگاه مقدس حقّ و تشمير ذيل است براى اطاعت امر ؛ و خروج از تدثار و قيام بر انذار است : يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ قُمْ فَأَنْذِرْ وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ وَ ثِيابَكَ فَطَهِّرْ « 1 » و استقامت در اخلاق و عدل در ملكات است و عدم ميل به طرف افراط و تفريط ؛ چنانچه در حديثِ رِزام ، مولى خالد بن عبد اللَّه ، كه در سابق گذشت ، جناب صادق عليه السلام دربارهء حقيقت صلاة فرمود : وَ هُوَ وَاقِفٌ بَيْنَ الْيَأسِ وَ الطَّمَعِ وَ الصَّبْرِ وَ الْجَزَعِ كَأَنَّ الْوَعْدَ لَهُ صُنِعَ وَ الْوَعيدَ بِهِ وَقَعَ . 15 و وقوف بين يدى اللَّه به طورى كه خوف به رجا و رجا به خوف غالب نشود و صبر به مقام تجلد نرسد ، كه در مذهب احبه از اشدّ منكرات است : وَ يَحْسُنُ اظْهارُ التَّجَلُّدِ لِلْعِدى * وَ يَقْبَحُ الَّا الْعَجْزُ عِنْدَ الأَحِبَّةِ « 2 » و جزع به حدّ افراط منافى با رضا نباشد و اطمينان به طورى باشد كه يوم جزا و وعد و وعيد را قائم بيند ، از اعلا مراتب ايمان است . و در نزد اهل سلوك ، استقامت به مقام انسانيت و خروج از تفريط تهوّد و افراط تنصّر است : ما كانَ إِبْراهِيمُ يَهُودِيًّا وَ لا نَصْرانِيًّا وَ لكِنْ كانَ حَنِيفاً مُسْلِماً . « 3 » و در حديث است كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله خطى مستقيم كشيدند و خطوطى در اطراف آن كشيدند و فرمودند : « اين خط مستقيم طريقهء
--> ( 1 ) - « اى جامه به خود پيچيده ، برخيز و بيم ده و پروردگارت را به بزرگى ياد كن و جامههايت را پاكيزه ساز . » ( مدّثّر / 1 - 4 ) ( 2 ) - « اظهار صلابت و قدرت در مقابل دشمنان نيكوست / و در برابر دوستان جز اظهار عجز نكوهيده است . » ( 3 ) - « ابراهيم نه يهودى بود و نه نصرانى ، بلكه ميانهرو و مسلم بود . » ( آل عمران / 67 )